السيد الخميني

315

استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى )

س : 17 - حدود شش سال است ازدواج نموده‌ام و سال گذشته به علّت پاره‌اى از مسائل جزئىّ همسرم را سه مرتبه طلاق دادم ، طلاق سوّم به اين صورت انجام شد كه قبل از اينكه پدر همسرم و خودش به دفتر محضر حاضر شوند من با سر دفتر تماس گرفتم و به او گفتم : « من راضى نيستم كه همسرم را طلاق بدهم ، يك طورى قضيّه را فيصله دهيد تا پدر خانم و همسرم به خانه بروند » او هم گفت : « بسيار خوب » متأسّفانه با مراجعهء آنان به دفترخانه و پس از گفتگوى مختصر فورا طلاق را در دفتر ثبت كردند ، و وقتى به امضاء رسيد گفتند « تا امضاء » نكرده‌ايد با هم كنار بيائيد و زندگى كنيد » كه خانم و بنده گفتيم « نه ، ديگر نمىتوانيم » بعد گفتند « پس اينجا را امضاء كنيد » و بنده و خانم هم امضاء كرديم . بنده هنوز فكر مىكردم كه سردفتر دارد خانم را به اين نحو مىترساند ، ولى متأسّفانه به حرف بنده اصلا توجّهى نكردند ، و طلاق را ثبت كردند ، و از خانم سؤال كرده بودند آيا پاك هستيد يا نه ؟ او هم گفته بود پاكم ، بعد از مدّتى كه من از او پرسيدم گفت : من دروغ گفتم ، پاك نبودم . از إمام تقاضا دارم ضمن بيان نظر شرع مقدّس إسلام مرا از اين ناراحتى نجات دهند ؛ چون بنده در حال عادى نبودم ، لازم به يادآورى است كه شاهدينى كه دفتر را امضاء كردند دو نفر از خود آقايان محضريها بودند و پدر خانمم و يك نفر هم يكى از مغازه داران مجاور دفترخانه . ج - در فرض مرقوم طلاق باطل است . در صحّت طلاق شرط است از ابتداء با وكالت صحيح از طرف شوهر باشد ، و زن پاك از حيض باشد ، و طلاق در حضور دو شاهد عادل انجام بگيرد .